شاید قوانینی که پیش رو داریم ساده به نظر برسند، اما تغییر همیشه دشوار و از آن دشوارتر حفظ آن در طول زمان است. در زندگی زناشویی نیز همچون فراگیری زبان یا نظم و تداوم بخشیدن در برنامههای ورزشی، هیچ چیز بالاتر از تمایل و انگیزه نیست.
به منظور تمرین و اجرای قوانین زناشویی باید این موارد را رعایت کنید:
- حسن نیت و تمایل واقعی به ایجاد روابط بهتر
- گشایش در تمرکز بر خودتان، عاری از ملامت و به همراه ظرفیت لازم برای مشاهده و تغییر رفتارهایی در این زمینه که عامل رنج شما شدهاند
- تمایل به اقدامات جسورانه در مسیر تغییر
- تمایل به پیگیری و تمرین بیوقفهی این گامها
هر کار ارزشمندی نیازمند تمرین است؛ از جمله سعادتمندی در ازدواج. نیاز به محق بودن و پیروزی در مشاجرات را میتوان با تمرین شادمانی جایگزین کرد؛ میتوان بازیگوشی و سخاوت و صراحت را تمرین کرد؛ میتوان لحنی محکم را با لمسی لطیف توأم کرد؛ میتوان اوضاع را آرام کرد و به آن گرمی بخشید، حتی اگر رفتار نادرستی از طرف مقابل سر زده باشد. میتوان پای مسائل مهم محکم ایستاد؛ ایستادگی از نوعی که رابطه تحت تأثیر فشارها فرو نباشد.
آگاهی از قوانین مؤثر است؛ شاید ترجیح دهید آنها را نوعی پیشنهادهای مشفقانه در نظر بگیرید. گاهی تنها لازم است به عقل سلیم رجوع کنیم و سایر اوقات نیازمند قدرت تجسم و منطقهای غیر متعارف هستیم تا بتوانیم مشکلات را از زاویهی تازهای بنگریم. بنابراین درباب این توصیهها بیندیشید و ببینید آیا تمایلی برای آزمایش راههای جدید دارید؟ هیچ اشکالی ندارد که از کم شروع کنید؛ تغییرات کوچک اما مثبت میتوانند به تغییرات وسیعتر تبدیل شوند. زندگی مشترکتان پیشاپیش از شما سپاسگزار خواهد بود.
متعهد شدن به ازدواج، آنقدرها هم پیچیده نیست!
انسانها دسترنج زحمات خود را صرف راهنمایی و مشورت گرفتن از روانپزشکان و کارشناسان سلامت خانواده میکنند، در حالی که میدانند برای توفیق در زندگی زناشویی چه باید انجام دهند.

حدس میزنید که یک زوج چگونه تعهدات متقابل خود را تعریف و تقسیم میکنند؟ آیا چندین و چند کتاب خودیاری مربوط به روابط زناشویی را زیر و رو میکنند یا به روانشناسان و متخصصان سلامت خانواده مراجعه و آخرین تحقیقات در مورد موفقیت یا شکست ازدواج را مطالعه میکنند؟ البته که نه!
زوج جوان به قلب خود، جوهره ارزشها، تجارب، زندگی و قوانین طلایی زناشویی رجوع کردند.
آنها به نوبت میگویند:
- قول میدهم که همیشه با عشق و احترام با تو رفتار کنم.
- قول میدهم که وفادار، صادق و منصف باشم.
- قول میدهم که به دقت به حرفهایت گوش دهم.
- قول میدهم که وقتی خطایی کردم پوزش بخواهم و جبران کنم.
- قول میدهم که برایت غذا بپزم و نظافت کنم.
- قول میدهم که در شادی و غم بهترین یار و شریک تو باشم.
- قول میدهم که در این زندگی از جان مایه بگذارم.
- قول میدهم که این تعهدات را سرلوحه کارهای روزانهی زندگی خود قرار دهم.
وقتی به سنی رسیدهایم که شریک همیشگی زندگی خود را انتخاب میکنیم، وقتی شاهد ازدواجهای متعدد بودهایم و کموبیش از عوامل مخرب یا سازندهی زندگی مشترک مطلعیم، پس میدانیم که با شریک زندگی خود باید آنگونه رفتار کنیم که انتظار داریم با ما رفتار شود. اگر این زوج هر روز و هر روز به تعهداتشان پایبند بمانند (حتی با وجود ارتکاب اشتباهات متعدد) زندگی مشترکشان به خوبی پیش میرود. حال ببینیم کارشناسان در این باره چه میگویند.
بسیار خوب… به این سادگی هم نیست!
با وجود آمار پنجاه درصدی طلاق و متارکه، مشخص است که انسانها به تعهدات و تفکرات والای خود پایبند نماندهاند؛ درست مثل کسانی که تغذیهی درستی ندارند با آنکه میدانند چه چیزهایی برایشان مفید است. عجب این است که در خطیرترین و پایدارترین روابط خود، از تفکر و بلوغ لازم برخوردار نیستیم. زندگی واقعی بسیار به هم ریخته و پیچیده است. وقتی با فردی زیر یک سقف زندگی میکنیم، مسائل مالیمان به هم پیوند میخورد و باید دربارهی مناسبات خصوصی و تصمیمات بیشماری که زندگی روزمره اقتضا میکند با یکدیگر گفتگو کنیم.
در مواردی هم که بار ازدواجهای پیشین هنوز بر دوشمان است، بدیهی است که بر اثر تمامی مشکلات لاینحل گذشته و سکوت در مقابل فشارهایی که در گذر زندگی بر روی هم تلنبار شدهاند اوضاع آشفتهتر شود. اگر صاحب فرزند شویم یا کودکی را به فرزندخواندگی بگیریم ـ بدون در نظر گرفتن حضور فرزندان ناتنی در صحنه ـ اوضاع از این هم بدتر میشود؛ زیرا هیچ چیزی در ازدواج سختتر از کاهش یا افزایش اعضای خانواده نیست. در واقع گاهی متحیر میشوم که چگونه زندگی مشترک با ورود اولین فرزند از هم نمیپاشد.
واکنش جنگ یا گریز
هرچه سنم بالاتر میرود، فروتنیام در خصوص ازدواج بیشتر میشود. وقتی هیجان و اضطراب به اوج میرسد و تداوم مییابد، حتی کاملترین ازدواجها ممکن است ناکارآمد جلوه کند. به گفتهی خانم ماری، کار ازدواج ناکارآمد ازدواجی است که در آن با بیش از یک نفر ازدواج کرده باشی.
هیچ بعید نیست حتی بهترین پیوندها بر اثر فاصلهگیری یا نزدیکی زیاد یا مشکلات عدیدهی دیگر دچار معضل شوند. تمایلات ناخودآگاهانهی ما به جنگ یا گریز پدیدهای غریزی است و ازدواج به مانند میلهی برقگیری است که اضطراب و تشنج را از هر گوشهای به سوی خود جذب میکند؛ باید این را بدانید که دغدغه و تشویش همیشه با ما خواهد بود.
به روابط گرما ببخشید
هر کسی این توصیه را نمیپسندد. یکی از مراجعانم میگفت:
«چرا باید همیشه قلبش را گرم کنم و با رفتارهای خود باعث شوم احساس خوشایندی به او دست دهد؟ من در سراسر زندگیام سعی کردهام با همسرم خوب تا کنم و دیگر حاضر نیستم قدم بیشتری بردارم.»
او اصرار داشت رفتاری را که به نظرش طبیعی و واقعی میآمد در پیش بگیرد؛ رفتارهایی که با آنها آشنایی داشت. در واقع او زندگی را بر روی دکمهی خلبان خودکار قرار داده بود که زندگی مشترکش را به سوی سرازیری سقوط هدایت میکرد.
گاهی لازم است عمداً از انتقاد و منفیگرایی اجتناب کنیم و در عوض روح سخاوت و عطوفت را در خود پرورش دهیم. شاید این کار زمانی که طرف مظلوم رابطه محسوب میشوید و طوماری از گلههای موجه در دست دارید دشوار باشد؛ اما غیرممکن هم نیست، فقط دشوار است.
چرا باید عطوفت به خرج داد وقتی شریک زندگیتان مشکلات خود را با بدرفتاری بر سر شما خالی میکند؟
هدف این نیست که با زرق و برقهای دروغین سرپوش بگذاریم؛ به بیان دقیقتر، مهربانی و احترام و بزرگمنشی بستر اصالت و صداقت و حل و فصل سازندهی مشکلات را فراهم میسازد.
دقیقاً زمانی که شریک زندگی ما بدترین رفتار را در حق ما میکند، همان زمانی است که باید برای در پیش گرفتن بهترین رفتار، از جان مایه بگذاریم.
تفاوتها را محترم شمرید
ازدواج، احترام گذاشتن به تفاوتهای دو طرف است. زندگی مشترک تنها زمانی به شکوفایی میرسد که دستکم یکی از دو طرف در مورد تفاوتها به روشنبینی برسد.

البته همهی ما انسانها در دل معتقدیم که حقیقت جهان نزد ماست و اگر همه مثل ما بودند دنیا به بهشت موعود تبدیل میشد. طرز فکر من هم غیر از این نیست؛ اما شناخت و تشخیص تفاوتها به این مفهوم نیست که حق فقط و فقط با یک نفر است و فرد دیگر حقی ندارد.
ما انسانها به واقعیت از منظرهای متفاوت نگاه میکنیم؛ که این موضوع به فرهنگ، نژاد، فرزند چندم خانواده بودن، عوامل موروثی و تاریخچهی منحصر به فرد خانوادگی ما بستگی دارد. تعدد عقاید در خصوص حقایق، با تعداد افرادی که دارای آن عقاید هستند نسبت مستقیم دارد.
همچنین افراد مختلف در برخورد با هیجانات، عادتهای متفاوتی دارند. به عنوان مثال زن در هنگام تشویش و اضطراب خواهان صمیمیت بیشتر است، در حالی که مرد بیشتر به خلوت و حفظ فاصله نیاز دارد.
لازمهی صمیمیت رعایت این موارد است:
- از وجود تفاوتها عصبی نشویم.
- طوری رفتار نکنیم گویی حقیقت خلقت تنها در انحصار ماست.
- نزدیکی را با تشابه اشتباه نگیریم.
«احترام به تفاوتها» به مفهوم پذیرش رفتار غیرعادلانه و تحقیر شریک زندگی نیست؛ تفاوتها الزاماً رأی به ذیحق بودن یک فرد و خطاکاری دیگری نمیدهند.
بکوشید از نظر عاطفی با شریک زندگی خود ـ که فکر و احساسی غیر از شما دارد ـ پیوند یابید، بدون آنکه در دل به متقاعد کردن یا تغییر دادن وی نیازی احساس کنید.
وقتی دچار تشویش هستید دنبالش را نگیرید
اگر فردی خوشمشرب باشید، شاید زندگی با فردی خلوتگزین و درونگرا برایتان دشوار باشد. بیتردید در ابتدا همین تفاوتهاست که نظر آدم را جلب میکند. شاید در آغاز آشنایی، شخصیت مستقل و خونسردی او را ستایش میکردید؛ اما اغلب آنچه در ابتدای رابطه سبب میشود به سوی فردی جلب شویم، بعدها برایمان به صورت مشکل بروز میکند.
خودافشاگری اگرچه یکی از راههای صمیمیت به نظر میرسد، تنها راه نیست. کارول تاوریس، روانشناس اجتماعی، مینویسد:
«سالها پیش شوهرم مجبور شد تحت چندین آزمایش پزشکی قرار گیرد که نگران نتایجش بودیم. شب قبل از آنکه عازم بیمارستان شود، به اتفاق یکی از صمیمیترین دوستانش ـ که از انگلستان آمده بود ـ برای صرف شام به رستوران رفتیم. در سرتاسر شب آن دو را تماشا میکردم و مسحور رفتار مردانه و خویشتنداری آنها بودم. آنها خندیدند، قصه گفتند، در مورد فیلم بحث کردند و از گذشتهها حرف زدند؛ اما هیچ یک سخنی از بیمارستان، نگرانیها و محبت بین یکدیگر به زبان نیاورد، چون نیازی به آن احساس نمیکردند.»
بکوشید تا این واقعیت را که شما و همسرتان در مقابله با مسائل حاد عاطفی و رسیدن به احساس آسایش، روشی متفاوت دارید، محترم شمرید. اگر این نکته را همیشه به خاطر بسپارید که روابط زناشویی شکلهای متفاوتی دارد و عشق به زبانهای متفاوتی بیان و نثار میشود، بهتر میتوانید با شریک زندگیتان گفتگو کنید.
شاید عزلتطلبی و درونگرایی همسرتان از سر پنهانکاری نیست و صرفاً روش او برای بهتر بودن باشد. به جای تلاش برای تغییر شیوههای او، آنها را محترم بشمرید و توش و توان خود را بیهوده هدر ندهید.
اول نفسی بکشید، بعد حرفتان را بزنید
گفتگو دربارهی افکار و احساسات، جوهر صمیمیت محسوب میشود. همهی ما انسانها در آرزوی ازدواجی چنان راحت و صمیمی هستیم که بتوانیم مطلبی را بدون تأمل با همسرمان در میان گذاریم. چه کسی میخواهد به رابطهای تن دهد که در آن قادر به ابراز خود نباشد؟
رویّهی خود بودن، کمال مطلوب ماست و خوشبختانه هیچکس مثل ما توانایی انجام آن را ندارد.
اما فاشگویی و صراحت همیشه هم روش مناسبی نیست. گاهی به نام حقیقت و اصالت، حرفهایی میزنیم که پلهای ارتباطی با همسرمان را سست میکند و او را چنان شرمنده و نابود میسازد که دیگر قادر به درک منویات ما و زندگی با ما در زیر یک سقف نباشد. شاید در مورد خاصی تا سرحد مرگ حرف بزنیم یا بر مسائل منفی تأکید کنیم و بیشتر در اندیشهی این قبیل موضوعات باشیم.
نحوهی انتخاب نوع مطلب و زمان و چگونگی ابراز آن نزد همسرتان را در نظر بگیرید. شاید لازم باشد وقتی عصبی یا جدی هستید، یا خلق همسرتان تنگ است، یا زمانی که قادر نیستید توجهش را به خود جلب کنید، از خیر صحبت کردن با وی بگذرید.
زمانبندی و کیاست در زناشویی هیچگونه مغایرتی با صداقت ندارد؛ تنها این دو عاملاند که میتوانند بستر صداقت را در زمانی که عواطف و احساسات ما در غلیان هستند فراهم سازند.
نسبت پنج به یک را به خاطر بسپارید
ما به طور ناخودآگاه در دوران نامزدی بر مسائل مثبت تمرکز میکنیم و میدانیم که چگونه به شریک آیندهی زندگی خود عشق بورزیم و اهمیت دهیم. تفاوتهای خود را جذاب و مهیج مییابیم و موارد منفی را نادیده میگیریم.
تغییر توجهات پس از ازدواج
هرچه زمان بیشتری از ازدواجمان میگذرد، به مرور این «توجهات خاص» نسبت به یکدیگر تغییر میکند و به طور ناخودآگاه بر نکات منفی تمرکز میکنیم و فکر و سخنان ما بیشتر در این راستا قرار میگیرد:
«چرا این همه آب در ماکارونی میریزی؟»
«نمیدانی با این چاقو نباید گوجه فرنگی خرد کنی؟»
و خودبهخود از توجه به نکات مثبت و اظهارنظر در مورد آنها عاجز میمانیم؛ مثلاً بگوییم:
از بذلهگویی و نحوهی برخوردت با برادرت در تماس تلفنیتان واقعاً لذت بردم.»
تمرکز بر نکات مثبت
در زمان عصبانیت و رنجش بکوشید بر نکات مثبت تمرکز کنید. نسبت پنج رفتار مثبت در برابر یک رفتار منفی را در روابط متقابل هدف قرار دهید. این شیوه، پیشنهاد جان گاتمن، کارشناس سلامت خانواده است.
چنانچه از همسر خود آزردهاید، فقط به مدت یک هفته این روش را امتحان کنید و منتظر نتیجه بمانید. حتی نسبت دو به یک هم میتواند شروع خوبی باشد.
اگر موضوعات مثبت چندانی برای خاطرنشان کردن به یکدیگر پیدا نکردید، مطمئن باشید که ژرفنگری خود را از دست دادهاید؛ زیرا هر فردی دارای وجوه مثبت و نقاط قوت است و هر انسانی به مراتب بهتر و فراتر از بدترین اعمالی است که انجام داده است.

اهمیت ابراز غیرکلامی عشق
در هر رابطهای عناصر و سازههای ارزشمند یافت میشود، حتی اگر دو طرف از ابراز عقیده در خصوص این عناصر غافل شده باشند. بدانید که حتی قادرید بدون کلام نیز دربارهی عشق، سخاوت و منافع مشترک خود حرف بزنید، همانگونه که با کلام چنین میکنید.
یک اشارهی ساده، دستی به پشت کشیدن، یک لبخند یا سری به نشانهی تأیید تکان دادن، سبب میشود همسرتان احساس کند ارزشمند و دوستداشتنی است.

دیدگاهتان را بنویسید